در مقابل

1396/05/25
سیاه جامگان

سیاه جامگان

پرسپولیس تهران

چهارشنبه 25 مرداد 1396

ورزشگاه آزادی تهران - 20:45

علی بهزادی:نمی دانم چطور آدم زنده توانسته برای خودش قبر رزرو کند

پرسپولیس کلاب : فرزند پیشکسوت فقید پرسپولیس گفت:فاصله پدرم باناصرخان طبق خواسته خودش زیاد نیست.

 

علی بهزادی پسر همایون بهزادی روزهای پرتلاطمی  را پشت سر گذاشته است. در سال های گذشته که همایون بهزادی مشقت های زیادی را به لحاظ جسمی و مالی داشت پسرش لحظه ای از پدر غافل نبود.

 علی بهزادی:نمی دانم چطور آدم زنده توانسته برای خودش قبر رزرو کند
سه شنبه | ۱۳۹۴/۱۱/۰۶ - ۱۳:۵۲ |
کد خبر : ۴۲۷۵ |
مصاحبه ها

علی بهزادی  صحبت هایش را اینگونه آغاز کرد: خدا همایون بهزادی را رحمت کند او مرد بزرگی بود که رنج های زیادی را در زندگی اش متحمل شد. این اواخر هیچ علاقه ای به دنیا نداشت و خیلی هم حرف از رفتن می زد. می گفت باید رفت. هرچه زودتر بهتر. حتی بارها به من می گفت وقتی مردم هر طور شده مرا کنار رفیقم ناصر خاک کن.

وی ادامه داد:نمی دانم چرا پدرم با اینکه سن بیشتری از ناصرحجازی داشت اینقدر شیفته او بود البته حق هم داشت در روزهایی که همایون بهزادی نمی توانست به ورزشگاه برود ناصر حجازی مدام پیگیر احوالش بود و به دیدنش می رفت. درس معرفت می گوید الان که پدرم زیر خاک آرامیده بگویم محمد دادگان پدرم را به نوعی به صحنه فوتبال برگرداند علی رغم مشکلاتی بود وقتی رییس فدراسیون فوتبال شد همایون بهزادی را رییس کمیته پیشکسوتان فوتبال کرد. باز هم باید بگویم ناصرخان حجازی برای دیدن پدرم ماهی یک بار به کمیته پیشکسوتان می رفت او را می بوسید و می گفت به خاطر خودت به اینجا می آیم. حقیقتا اسطوره استقلال فقط برای دیدن بهزادی به فدراسیون می رفت و کاری با روسا و مقامات آنجا نداشت. کما اینکه وقتی دادگان را از فدراسیون جدا کردند ناصرخان با او تماس گرفته بود و گفته بود تو فوتبالی هستی ولی تا روزی که رییس فدراسیون بودی نخواستم با شما مراوده داشته باشم. اما حالا همان دکتر دادگان فوتبالی هستی  و هر کاری بود بگو به عنوان دو فوتبالی یا دو دوست قدیمی در کنارت هستم. این مرام های خاص ناصر حجازی بود که او را تبدیل به یک انسان ویژه کرده بود. به طوری که پدر من به عنوان یک شاهینی و پرسپولیسی اصیل اینقدر این مرد رادوست داشت.

علی بهزادی افزود: پدرم مدام می خندید. هرجا می رفتیم همه از او به خاطر اخلاقش و گرمایش صحبتش استقبال می کردند اما من می دانم دلش خون بود. وقتی کارش داشتند تا درب منزل به دنبالش می رفتند و بعد از انجام کار دیگر احوالش هم نمی پرسیدند به او می گفتم پدر شما که می دانید فلانی بعد از چند سال زنگ زده فقط برای راه افتادن کارش. پاسخ می داد می دانم ولی وقتی می توانی برای کسی کاری انجام بدهی، انجام بده. این رسم انسانیت است. در همه کارها اول خدا را ببین. اینها هم بندگان پروردگار هستند. من کاری از دستم ساخته باشد انجام می دهم و انتظار جبران هم از بنده خدا ندارم. خودش هرطور صلاح بداند در کارنامه ام منظور می  کند.

از پسر بهزادی دلیل جابه جایی محل خاکسپاری را سوال کردیم، گفت: تا دیروز قرار بود در کنار فریبرز مرادی و ناصرخان حجازی به خاک سپرده شود، امروز صبح دیدیم قطعه کنار رضا احدی برایش در نظر گرفته شده که باز نزدیک ناصرخان است. علت را پرسیدیم جواب دادند اینجا به اسم شخص دیگری ثبت شده است که نمی دانم چطور آدم زنده توانسته برای خودش قبر رزرو کند. باز هم ایرادی ندارد فاصله پدرم باناصرخان طبق خواسته خودش زیاد نیست و جا دارد صمیمانه از بهرام افشارزاده به عنوان یک مدیر ورزشی و بامعرفت تشکر کنم که در این چند روز شخصا پیگیر این کارها شد. از تک تک استقلال  ها متشکرم و از نسل منصور رشیدی عزیز گرفته تا مهدی رحمتی و تک تک بازیکنان استقلال و پیشکسوتان این باشگاه که امروز حضور پررنگی در مراسم تشییع و خاکسپاری پیشکسوت باشگاه شاهین و پرسپولیس داشتند سپاسگزارم. تعدادی از آنها نظیر آتیلا حجازی، حسین ترابپور، تا پایان مراسم خاکسپاری هم کنار ما بودند. منتهی به دلیل شرایط خاص روحی و شلوغی ورزشگاه امجدیه و بهشت زهرا تمرکز لازم را برای حفظ اسامی دوستانی که در کنار ما بودند، نداشته ام. بی نهایت از تک تک آنها سپاسگزاری می کنم. اما تشکر ویژه من از  منصور پورحیدری است که در اوج بیماری و از منزل در رسانه ها ازهمه استقلالی ها خواهش کرده بودند در مراسم همایون بهزادی شرکت کنند. امیدوارم خداوند به ایشان سلامتی کامل بدهند.

وی ادامه داد:همایون بهزادی با وجدان پاک از این دنیا رفت و با دل سبک و گویی در دو، سه هفته اخیر به خودش الهام شده بود که رفتنی است چون در صحبت هایش می گفت دیگر از هیچکس کوچکترین ناراحتی در دل ندارم و هرکسی هم که با من بد کرد حلالش کردم. به هرحال برای کسی که افتخارات زیادی را در عرصه باشگاهی و ملی به دست آورده بود و چند  مدال خوشرنگ المپیک و قهرمانی جام ملت های آسیا داشت و سال ها روی بورس و روی دوش مردم جا داشت سخت بود که از سه دهه گوشه نشین باشد.

علی بهزادی درباره سرقت از خود در مراسم امرو گفت: به قول بابام این آدم ها هم جزیی از  خودمان هستند و بهتر است درباره اتفاقی که رخ داده در این گفت وگو صحبت بیشتری نکنم و خداوند همه اسیران خاک را رحمت کند و به بازماندگان شان صبر و سلامتی بدهد.

مجموع رتبه (0)

0 از 5 ستاره

نظر خود را اضافه کنید.

ارسال نظر به عنوان مهمان

0 / 500 محدودیت حروف
متن شما باید بین 10 تا 500 حرف باشد
  • اولین نظر را شما بدهید

شبکه های اجتماعی

facebokeinestagramtelegramtuiter