در مقابل

1396/07/25
الهلال عربستان

الهلال عربستان

پرسپولیس تهران

سه شنبه 25 مهر 1396

مسقط عمان - 19:30

مسلمان

خدا کمک کرد گل چهارم را زدم

هافبک تیم پرسپولیس قبل از ده سالگی پا به توپ شده ولی نه از زمین‌های خاکی، که با تیم ملی نونهالان ایران.
خدا کمک کرد گل چهارم را زدم
پنج شنبه | ۱۳۹۵/۱۰/۱۶ - ۱۹:۱۲ |
کد خبر : ۹۵۸۸ |
مصاحبه ها

پرسپولیس کلاب : بازیکن خلاق سرخپوشان گفت و گویی ویدیویی انجام داده و مصاحبه جالبی انجام داد که بخشی از آن را می‌خوانید.

 

 در این برنامه زیاد به سوابق حرفه‌ای مسلمان پرداخته نشده و بیشتر سعی بر این بوده تا گپ و گفتی دوستانه با ستاره تیم پرسپولیس انجام شود و از جاها، کارها و آدم‌هایی حرف زده شده که قبلاً راجع به آن ها شنیده نشده است. مسلمان در این برنامه از احساس خود نسبت به عدم حضور در تیم ملی، عشق غلام پیروانی به بستنی، بهترین خاطره فوتبالی و غیرفوتبالی، علاقه‌ به علی کریمی و حتی خواننده مورد علاقه‌ا‌ش صحبت کرده است.

 

با پرسش و پاسخ های کوتاه و البته جذاب محسن مسلمان همراه باشید. مطمئنا پاسخ های مسلمان خنده را به روی لب‌هایتان خواهد نشاند.

 

 

 

بازی 4-2 چی شد که مهدی رحمتی با تو درگیری داشت؟

 

ما 2 بر صفر جلو بودیم و با فرشاد پا شدیم و زدیم به هم؛ بین دو نیمه که شد، دیدم مهدی رحمتی به سمت من می آید و یک چیزهایی هم در حالی که می آمد می گفت. وقتی جلو آمد به من گفت که چرا این کار را انجام می دهی و من هم در جواب گفتم خوشحالی می کنم خوب؛ بعد از این صحنه یک سری حرف ها پیش امد و بعد آقا کریم و نوازی آمدند.

 

چه حرف هایی؛ ما می خواهیم حرف هایی که زده شده را بدانیم؟

 

(مسلمان طفره می رود)  

 

بعد چه اتفاقی افتاد که عذرخواهی کردی؟

 

بعد از این صحنه به رختکن آمدیم و چون یک سری حرف ها بین من و مهدی رحمتی رد و بدل شده بود، خیلی اعصابم به هم ریخته بود. وقتی به بازی وارد شدیم آقای ترکی گفت که به خاطر شرایط ورزشگاه و اینکه هواداران آرام بشوند از مهدی رحمتی عذرخواهی کن و البته من هم علیرغم اینکه کاری بدی نکرده بودم پیش آقای رحمتی رفتم و از اوعذرخواهی کردم؛ البته در ادامه خدا کمک کرد تا گل چهارم را بزنم.

 

محسن مسلمان؛ سلطان نائب قهرمان ها؛ 2 تا نائب قهرمانی با ذوب آهن در لیگ، یک نائب قهرمانی با ذوب در آسیا و 2 نائب قهرمانی در پرسپولیس؛ کی قرار است اول بشوی؟

 

به امید خدا امسال با پرسپولیس یک قهرمانی می آوریم.

 

جوانترین گلزن لیگ به پرسپولیس؟

 

در تیم ملی زیر 14 سال بودم و مربی ما آقای یاوری بود؛ آقای یاوری در تیم نوجوانان ذوب آهن هم مربی بود و به من گفت که می توانی به اصفهان بیایی و با اینکه شرایط سختی بود به این تیم رفتم و در پایان همان سال هم قهرمان شدیم. بعد از آن هم آقای جرجویچ آمد و گفت به بزرگسالان بیا؛

 

چطوری بود؛ یک مقدار راجع به جورجویچ بگو؟

 

 یک ذره خل و چل بود؛ شیش و هشت می زد؛ خارجی هایی که آورده بودند همشون خوب بودن.

 

از این خارجی های هپاتیتی نبودن؟

 

نه؛ اوکراینی نبودن (باخنده)

 

این خارجی های پرسپولیس قضیشون چطوریه؟

 

نمی دونم

 

شکم دارن؟

 

فکر می کنم یکیشون بارداره؛ روز اول شرایط خوبی داشتند.

 

بچه های باحالی هستن؟

 

پسرهای خوبی هستند و فکر می کنم تهران به آن ها خوش می گذرد.

 

چه کسی زبانش خوب است؟

 

علی بیرانوند لری خوب صحبت می کند.

 

از چند سال در تیم ملی بوده ای؟

 

زیر 10 سال 

 

سربازی را کجا گذراندی؟

 

سربازی را در ملوان گذراندم. 2 سال پیش در خانه می نشستم و بازی های پرسپولیس را می دیدم. حالا فکر کنید در استادیوم آزادی و با این همه هوادار بازی می کنم. همان سال پرسپولیس خیلی بازیکنان بزرگی داشت و با آقای قطبی داشت. کریم باقری، علی نیکبخت ، حسن رودباریان و .. در این تیم بودند و فکر نمی کردم بتوانم به این تیم گل بزنم.

 

این همه در تیم ملی و رده های مختلف بودی ولی در بزرگسالان به تیم ملی دعوت نمی شوی؟

 

نظر مربی است و فوتبال سلیقه ای است و شاید به دردشان نمی خورم.

 

اعتراضی نداری؟

 

تیم الان دو سال اول آسیا است و به جام جهانی رفته و امسال هم می رود و اعتراضی نمی شود انجام داد.

 

خاطره ای از هر کسی دوست داری بگو؟

 

بازیهای گوانگجو ما سه بازیکن بزرگسال داشتیم؛ مهدی رحمتی، سیدجلال حسینی و غلامرضا رضایی. فکر می کنم از تمام بازیکنان این سفر هم که بپرسید این سفر را بهترین خاطره و مسافرت ورزشی خود بدانند. آقای پیروانی در این سفر مشکل میگرن داشت و عاشق بستنی هم بود. ما برای خوردن غذا به رستوران بزرگی می رفتیم که یک یخچال بزرگ بستنی هم وجود داشت که فوتبالیست ها بعد از غذا بستنی بخورند. آقا غلام هم بستنی که می خورد میگرن او درد می گرفت ولی عاشق بستنی بود. از آقا امیرحسین خیلی حساب می برد و به خاطر همین به بچه ها می گفت که جلوی من بایستید تا من بستنی بخورم. بعد یک بستنی مگنوم بر می داشت و تمام بستنی مگنوم را در دهانش قرار می داد و چوب آن را بیرون می کشید؛ فکر می کنم عصب های سرش می ترکید(با خنده).

 

چند کلمه می پرسم و در جواب آن ها پاسخ های کوتاه بده:

 

•  خوشحالی دردسرساز با فرشاد؛ چرا حاشیه ساز می شود؟ و به یکباره از کجا آمد؟

 

جنبه ندارند خیلی ها؛ از جایی نیاوردیم ولی قبل از بازی هماهنگ کردیم. باید یک مقدار جنبه خودشان را زیاد کنند.

 

•  نمی شود عوض کنید ؟

 

چرا عوض کردیم. الان دیگه در هر بازی بچه هامون دارن بچه دار می شوند و سوژه زیاد داریم.

 

•  پیام صادقیان؟

 

دوست خوب

 

•  بهترین روز زندگی؟

 

خواستگاری از همسرم

 

•  بدترین روز فوتبالی؟

 

فوت هادی نوروزی

 

•  بهترین روز فوتبالی؟

 

 بازی ایران- کره که قوچان نژاد گل زد (توضیح: دیداری که تیم ملی با گل قوچان نژاد به جام جهانی 2014 صعود کرد)

 

•  بدترین روز فوتبالی؟

 

بازی ملوان – پرسپولیس که در جام حذفی باختیم.

 

•  یک لحظه فوتبالی که خیلی با کاری که کردی حال کردی؟

 

بازی سال گذشته با گسترش فولاد که به بنگستون پاس گل دادم و او هم با سر گل زد.

 

•  لحظه فوتبالی که احساس کردی کلا خراب کردی؟

 

بازی پیکان – ذوب آهن می خواستم در محوط جریمه خودمان لایی بزنم که توپ گرفتند و پنالتی شد. پنالتی را سپهر داد ولی همه در رختگن به من گیر دادند (از گیر بالاتر)؛ ولی بعد در رختکن آقا فرهاد پشت من درآمد و گفت این لایی زده ولی تو نباید پنالتی می دادی. ولی بعدش دیگه پشتم در نیومد و چیزهایی گفت که نمی شود گفت.

 

•  الگو در ایران؟

 

الگو ندارم ولی علی کریمی را خیلی دوست دارم.

 

•  آهنگ مورد علاقه؟

 

درخت

 

•  خواننده محبوب؟

 

محسن چاوشی

 

•  کدام آهنگش؟

 

از آهنگ های قدیمی که با محسن یگانه خونده است (نشکن دلمو)

 

می تونی ی قسمت از این آهنگ را بخونی؟

 

نه الان نمی تونم باید ارکستر هم باشه. نمی تونم الان.. گیر نده دیگه (باخنده)

 

•  فیلم معروف که دوست داشته باشی؟

 

علی سنتوری

 

•  کتاب می خونی؟

 

اصلا صحبتش رو نکنید. آخرین کتابی که خوندم زمان مدرسه بوده فکر می کنم.

 

•  اوقات فراغتت را چیکار می کنی؟

 

یک دوستی دارم که 24 ساعته پیش من است.

 

•  محمد انصاری پرسپولیس؟

 

نه اون بیشتر شاه عبدالعظیم، امامزاده صالح است.

 

•  یعنی در پرسپولیس محمد انصاری با کسی جور نیست؟

 

چرا با همه خوب است و همه دوستش دارند.

 

•  تو با فرشاد و کمال راحتی؟

 

فرشاد و کمال و مهدی؛ ولی این روزها بیشتر با مهدی طارمی هستم.

 

•  فرشاد و کمال رفتند کنار؟

 

نه این روزها چون بیشتر دنبال مهدی می روم بیشتر با مهدی ام. هنوز هم عروسی نگرفتم که برم زیر یک سقف.

 

•  فرشاد را هم می برید؟

 

بله البته فرشاد زیاد نامزد داره.

 

•  در اینستاگرام کامنت ها رو پاک می کنی؟

 

بله چون فحش می دهند. البته خدایی من اصلا فحش نمی خورم.

 

•  مگر می شود؟ مگر داریم فوتبالیستی رو که فحش نخوره؟

 

خدایی من فحش نمی خورم. با هم دعوا می کنند و یک دفعه می بینید که سه چهار نفر چند ساعت دارند با هم دعوا می کنند که این بده.

 

•  الان یعنی نمیشه برایت کامنت گذاشت؟

 

نه

 

•  دوست نداری بدونی که مردم برایت چه چیزی می نویسند؟

 

یا میگن لایک کنید یا پول بدین.

 

•  تا حالا شده معرفتی کسی را لایک کن؟

 

بله هر کسی بگه لایک کن لایک می کنم. فشاری به من نمی آید که؟! می روم و صفحه اش را لایک می کنم.

 

•  پس صفحه من رو هم لایک کنید؟

 

بله حتما 

 

•  تا حالا با اتوبوس و تاکسی جدیدا جایی رفتی؟

 

با مترو رفتم. من با موتور می روم این ور اونور؛ تاکسی که سهله.

 

چقدر حافظت ضعیف؟

 

آره شبیه ماهی ام.

 

کسی از دیدنت ذوق نکرد؟

 

•  مگه برد پیت رو دیدن! ولی از عکس گرفتن خیلی بدم می آید.

 

چرا؟ 

 

نمی دونم دست خودم نیست. مثلا مشهد که میریم فقط ماچ می کنن؛ خیلی بده؛ اینقدر (با دست نشان می دهد) آب دهن می چسبونن روی صورتت.

 

•  بوس میدی حالا؟

 

نه دیگه، متنفرم از این کار.. ولی وقتی گردنت را می گیرند باید بدی دیگه. مشهد ماچ می کنند؛ اهواز یک کارهای دیگری می کنند؛ آقا می دونید یک موقع عکس می گیرند ومی گویند ایول بردید ولی فردا که می بازی همون عکس را می گذراند و هزار تا فحش می دهند.

 

•  برای همین از عکس بدت میاید؟

 

یکی از دلیل‌هاش همینه.

 

•  لباس از کجا می خری؟

 

لباس فروشی (خنده)

 

•  کت شلوار نامزدیت رو خیلی مسخره کردند؟

 

دیگه لطف دارند مردم؛ گونی باید می پوشیدم فکر کنم؛ ولی من هر چی دوست داشته باشم می پوشم.

 

•  مثل سوشا؟

 

سوشا خیلی خوش تیپه.

 

•  تو اون شلوار باب اسفنجی رو می پوشی؟

 

اون شلوار فکر می کنم 20 میلیون قیمت داره. فرهنگش در ایران جا نیفتاده ولی سوشا بازیکنی است که همه لباس هاش مارکه.

 

•  به نظر تو این قضیه مشکلی ندارد؟

 

تو ایران مشکل داره ولی به نظر من نه.

 

یعنی عکس العمل مردم چی باید باشه؟

 

شما الان در خیابان کراوات هم بزنید می گویند منگل است؛ شلوار باب اسفنجی که دیگه هیچی.

 

•  محمد انصاری چی؟

 

پیراهن می پوشه با کاپشن جیووا؛ محمد انصاری افتضاحه؛ به قرآن دارم می گم افتضاحه؛ همین الان اگر دید این صحبت ها رو یک تغییری در خودش ایجاد کنه.

 

•  شاید سلیقه اش اینطوری است؟ 

 

یک کتانی دارد که مال بروسلی است و با همه شلوارهایش(کتون، جین، پارچه ای) می پوشد؛ خودش می گوید که با آن راحت است ولی ما خدایی ناراحتیم؛ تو رو به خدا عوضش کن.

 

 

 

•  رامین رضاییان؟

 

(بعد از مکث و با خنده) بد نیست خوبه.

 

•  کی بده؟

 

خودم از همه بدترم. 

 

نه تو رو که داریم می بینم؛ محمد انصاری بده مثلا؟

 

محمد انصاری 3 بر هیچ همه را می زند.

 

•  با کدام یک از استقلالی ها راحتی؟

 

با مهدی رحمتی. من سالی که مهدی سپاهان بود 24 ساعت پیش او بودم. اصلا از کار او نمی شود سر در بیاوری؛ حتی خانمش هم نمی داند مهدی چه کار می کند. ولی حد خودش را می داند و اصلا نمی گذارد با او درگیر بشوی.

 

•  علیرضا بیرانوند؟ 

 

اگر یک ذره روی خودش بیشتر کار کند می تواند در بهترین تیم های دنیا بازی کند.

 

•  گلری اش که حرف نداره؛ در مورد چیزهای دیگر صحبت کن؟

 

فقط سر شام همه ساکت هستند و علی حرف می زند. چون این طرف میز یک مقدار خطری است؛ 

 

•  کیا خطری هستند؟

 

من و کمال، مهدی، فرشاد و رامین؛ سه ردیف خالیه و بقیه یک طرف دیگر هستند.

 

•  شما علی بیرانوند رو اذیت می کنید؟

 

مگه حریفش می شویم ..

 

•  فکر می کنم از این آدم هایی باشد که دستش را به دستت قفل می کند ..؟

 

نه بابا زبونش ...

 

•  کم نمیاره؟

 

نه اصلا .. یک دفعه یک چیزهایی ازت می گوید که آبرویت می رود..

 

•  چی مثلا؟

 

آدم نرمالی نیست دیگه؛ الان مثلا به هیچ کسی نگفت و دستش را گچ گرفت. خوب 2 روز قبل تمرین کرده بود.

 

•  شما 5 تا از کی حساب می برید؟

 

از آقا کریم.

 

•  سیدجلال چی؟

 

سیدجلال که احترامش و بحثش جداست و کاپیتان تیم ما است.

 

•  چطوره شخصیت سیدجلال؛ باهاش شوخی نمی کنید؟

 

آخه شخصیتش طوری است که نمیشه باهاش شوخی کرد.

 

•  با چه کسای دیگه ای شوخی نمی کنید؟

 

فقط سید جلال؛ با وحید هم شوخی نمی کنیم. شخصیتش خیلی خوب است و نمی شود با او شوخی کرد؛ خیلی پسر خوبی است. 

 

محمد انصاری چی؟

 

اون رو که پدرش رو در میاریم (خنده) .. ببینید دو سال است که می گوید کشاله من درد می کند ولی تمرین که تمام می شود توپ را بر می دارد و از 60 متری شوت می زند؛ بعد برانکو به او می گوید که مگه پاهات درد نمی کرد ولی دقیقا هر روز این کار را می کند.

 

•  در تیم ها معمولا کسانی هستند که ادای بقیه را در می آورند؛ در تیم شما چه کسی این کار را می کند؟

 

زیاد داریم؛ فرشاد، من، علی؛ (محسن ادای علی علیپور را در می آورد هنگام سر زدن که دندان هایش دیده می شود)

 

•  ادای برانکو را کسی در می آورد؟

 

نه با برانکو شوخی نمی کنیم.

 

•  پانادیچ و کمک مربی ها چی؟

 

اون ها رو که می ترکونیم...

 

•  اداشون روهم در میارید؟

 

ادا، کشتی؛ همه کار...

 

•  آدم های باحالی هستن؟ چه جور شخصیتی دارند؟

 

خیلی خوبن و مثل بعضی ها نیستند که خبر ببرند و بیارند؛ مثلا شده ما رفتیم پیش آن ها و یک چیزهایی در مورد یک شخصی گفتیم ولی پیش خودشون نگه داشتن.

 

•  تا حالا شده بفهمید کسی از تیم خبر می برد؟

 

بله

 

•  کیه؟

 

بوده دیگه حالا ..

 

•  قلیون می کشی ؟

 

همه می کشند و اینکه کسی بگوید نمی کشم دروغ است؛ ولی من نمی کشم. دو سه تا خبرگزاری خیلی به من لطف دارند و تا حوصله اشان سر می رود راجع به من می نویسند؛ یکی که پارسال زده بود من معتاد هستم چون چشم هایم اول فصل عفونت کرده بود و گفته بود چرا پرسپولیس این بازیکن را گرفته است.

 

•  مصاحبه می کنی؟

 

اصلا مصاحبه نمی کنم چون چیزی که من می گویم را نمی نویسند؛ مثلا پارسال من یک مصاحبه کردم و گفتم من شاگرد علیمنصور هستم و اگر به استقلال برود حاضرم شاگرد او شوم. خیلی ها نوشته بودند که مسلمان با یک هزار تومنی استقلالی می شود؛ هنوز برای من عکسش را تگ می کنند. دروغ می نویسند دیگه؛

 

•  حرفی، سخنی، نصیحتی؟

 

نصیحت؛ من چرا باید کسی رو نصیحت کنم.

 

•  در پایان؟

 

دریای آرام ناخدای قهرمان نمی سازد.

برچسب ها :

مجموع رتبه (0)

0 از 5 ستاره

نظر خود را اضافه کنید.

ارسال نظر به عنوان مهمان

0 / 500 محدودیت حروف
متن شما باید بین 10 تا 500 حرف باشد
  • اولین نظر را شما بدهید

شبکه های اجتماعی

facebokeinestagramtelegramtuiter